نام عزیز شما به عنوان کسی که با اهدای عضو برای نجات جان هموطنان دیگر، فرهنگ ایثار اجتماعی را زنده کرد، ثبت شده است. می خواهم ابتدا از صبای عزیز که گام در راه پدر گذاشته بود، بگویید؟
صبا فرزند اول مان بود. پانزده خرداد سال ۶۱ در شیراز متولد شد، بعد از چند سال به تهران آمدیم، صبا مقطع دبیرستان و دانشگاه را در تهران گذراند. رشته دانشگاهی اش میکروبیولوژی بود، اما از همان ابتدا دل به حرفه پدرش سپرده بود. دختر فعال و باهوشی بود همان روزها که سرگرم درس و تحصیل بود فعالیت های جانبی زیادی داشت مثل دنبال کردن برخی رشته های ورزشی به صورت حرفه ای یا نشستن در کلاسهای نقاشی.
حقیقتاً من ابتدا تصور می کردم که عشق و علاقه اش به حرفه پدرش یعنی خلبانی، بیشتر یک جنبه عاطفی و احساسی دارد اما به تدریج فهمیدم که قصد دارد این رشته را دنبال کند. لذا با نام نویسی در رشته خلبانی و گذراندن دوره دهساله آن مدرک خلبانی را گرفت او بعد از این همه اش به قول بچه های نیروی هوایی، شوق زندگی در آسمان را داشت. دهم شهریور سال ۸۸ بود که هواپیمای صبا در فرودگاه پیام دچار سانحه شد. شهادت او وقتی رخ داد که در امر خلبانی پخته شده بود طبق گزارشها، متأسفانه نقص فنی این حادثه را ایجاد کرد.
صبای عزیز از نظر رفتاری چگونه بود؟
در این باره دوست دارم همکاران و مربیان او توضیح بدهند. او بعنوان فردی اخلاقی با روحیه بالای نوعدوستی شناخته می شد. به عبارتی، از غم مردم ناراحت می شد و با خوشی آنها خوشحالی اش را بروز می داد. او مثل پدرش دنبال انجام یک کار و خدمت برای مردم ایران بود و فکر می کنم خدا صبا را خیلی دوست داشت که او را به آرزوهایش رساند.
همینطور هست کسانی که تصمیم به ایثار اجتماعی می گیرند روح بزرگ و اندیشه والایی دارند. خانم کاربر، آیا از صحبت های ایشان در زمینه گذشت و ایثار جان برای چیزی به خاطرتان دارید؟
صبا فرزند شهید بود. این بدیهی است که این سخنان همیشه در خانه ما مطرح شود نه تنها صبا بلکه دیگر فرزندان من هم این دغدغه را دارند. آنها هیچ گاه از وضعیت و رنج مردم غفلت نمی کنند.
فکر می کنم برای همه خانواده های ایثارگر بحث رسیدن مردم به آرامش و آسایش یک هدف بزرگ است چون شهدای آنها جان خویش را در همین مسیر گذاشته اند. پدر صبا ۸ سال در جنگ خدمت کرد. سال ها آموزش خلبانی می داد با وجود آنکه می توانست بازنشسته شود این کار را نکرد چون نیاز به تخصص و تجربه او در کوران جنگ بالا بود و کشور از لحاظ داشتن استاد خلبانی به شدت در مضیقه بود .
حرکت صبای عزیز چه تأثیری در میان اطرافیان و شاهدان ماجرا برجای گذاشت.
اولین تأثیرش روی من و خواهر و برادرانش بود. همه ما عضو خانواده اهدا عضو شدیم.دوستان صبا زمانی که این اتفاق افتاد خیلی تحت تأثیر قرار گرفتند و کارت عضویت اهدا گرفتند. حتی اقوام دوری که مدت ها او را ندیده بودند با این کار صبا تصمیم گرفتند به جمع افراد و انجمن های نوعدوستی بپیوندند. صبا به معنای واقعی بعد از شهادتش هم الگوی همه ما شد.
به عنوان همسر یک شهید که یکبار عزیزترین سرمایه تان را برای دفاع از میهن تقدیم کردید و بعد از آن دختر نازنین تان جان خود را در این راه گذاشت چه احساسی دارید.
با وجود آنکه پاره تنم را از دست داده ام اما خوش حالم، چون دخترم به آرزویش رسید. شاید اگر صبا خلبان نمی شد این اتفاق در خیابان برایش می افتاد و در یک تصادف جان خود را از دست می داد اما او برای رسیدن به آرمانهای بزرگی که داشت، رشته پرواز را انتخاب کرده بود.
توصیه ام به خانواده ها به خصوص مادران نیز همین است که در تصمیم های مهم که فرزندانشان برای فعالیت و خدمت می گیرند سد راه آنان نشوند.
خانم کاربر می دانم در زمینه موضوع ایثار اجتماعی بسیار خوانده اید فکر می کنید فرهنگ ایثار اجتماعی و اهدای عضو چه میزان در جامعه ما مورد توجه قرار گرفته است؟
درست است این فرهنگ هنوز در میان مردم جا نیافتاده و هنوز شاهد مواردی از مخالفت برخی افراد با این فرهنگ هستیم اما من نسبت به آینده امیدوارم و می دانم با تلاشی که دانشگاهیان ما و شهروندان فهیم ما در این زمینه انجام می دهند ایثار و نوعدوستی در آینده نزدیک جزوی از خصوصیات مردم خواهد بود.
شخصاً از این که فرزندان و خویشاوندان ما با عشق و اشتیاق به جمع اهداکنندگان عضو پیوسته اند خوشحال هستم
وقتی چنین فضایی در جامعه حاکم باشد، مخالفت و تعصب ورزی برخی افراد راه به جایی نمی برد یادم هست وقتی 10 سال پیش تصمیم به اهدای عضو بدن صبا کردم خیلی از اقوام ما از من ایراد گرفتند حتی به دلیل تصورات نادرست سنتی برخی از آنها به من طعنه می زدند که تو فرد سنگدلی هستی اما من می دانستم صبای عزیز چه قدر برای این کار ارزش و قداست قائل بود و من هم با اهدای اعضایش روح او را شاد کردم.
واقعاً دلیل این که شماری افراد حاضر به پیوستن به انجمن های حمایت از اهدای عضو نیستند چیست؟
گاهی محبت های کورکورانه باعث مخالفت ها می شود. اگر کمی منطقی فکر کنیم و به این نتیجه می رسیم که جسم عزیز از دست رفته با دادن حیات به افراد دیگر منشاء چه کار بزرگی می شود به نظرم این اتفاقات بهترین فرصت در زندگی انسانها است که برای یاری و نجات همنوعان خویش قدم بردارند.
به نظر شما برای نگه داشتن این فرهنگ در میان نسل جوان و نسل های بعدی به نظر شما چه کارهایی باید در خانواده ها، مدرسه، دانشگاه و رسانه ها صورت بگیرد؟
اول از همه باید ذهن نسل های آینده مان را در این مورد آماده سازی کنیم یعنی همان چیزی که امروز فرهنگ ایثار اجتماعی خوانده می شود آموزش در این نتیجه در مقاطع مختلف خیلی مؤثر است این آموزش ها یا فرهنگ سازی باید در آموزش و پرورش، دانشگاه و بویژه رسانه ها به جریان بیفتد.